![]() |
![]() |
|
| نقد، نقد ، باز هم نقد چپ |
|
مقدمه
برای اینکه بدانیم حزب چیست ،کدام پدیده اجتماعی را حزب می نامیم ، مکانیزم عملکردش چیست ، چرا به وجود می آید ، در چه شرایطی رشد می کند و آن مشخصاتی که یک حزب سیاسی را می سازند و در واقع وجه تفکیک حزب از سازمان، محفل ،انجمن و یا گروه های فشار، کدام کیفیات تشکلی به نام حزب هستند و همچنین وظیفه تاریخی آن چیست. ابتدا باید تعریفی از طبقه اجتماعی داشته باشیم . طبق آموزه های مارکسیستی، طبقه اجتماعی انعکاس انسانی روابط مشخص تولیدی در جامعه است . خوشبختانه این تعریف به اندازه کافی گویا و روشن هست که نیازی به حاشیه نویسی نداشته باشد . درنتیجه جایگاه اجتماعی انسان ها در جامعه بر اساس موقعیت شان نسبت به ابزار تولید مشخص می شود . عده ایی مالک ابزار تولید هستند و عده ایی مالک نیستند و برای زنده ماندن باید نیروی کار خود را بفروشند . به کسانی که در عرصه اقتصاد نیروی کار خود را می فروشند کارگر می گویند . باید توجه کنیم که مارکس مزد بگیر عرصه اقتصاد را کارگر می داند ،نه هر کسی را که به نحوی مزد یا پاداشی را به صورت اقساط از سیستم حاکم دریافت می کند . طبقات اجتماعی برای کسب سیادت و برتری سیاسی به نهادی سازمان ده نیاز دارند که مبارزاتش را نهادینه، متشکل و رهبری کند در عین حال اندیشه سیادت طبقاتی مربوطه را تولید کند . در دوران ما سرمایه داری با احزاب لیبرال و ... به کسب این هژمونی نایل شده است . طبقه سرمایه دار خود را از حزب اش جدا نمی داند و حزب همواره در کار متشکل کردن طبقه است . و از آنجا که اندیشه سیادت آن را تولید می کند عملا جزیی از آن طبقه محسوب می شود و نه نهادی جدا از طبقه که کار سازمان دهی طبقه را کنترات گرفته باشد!! حزبِ طبقهء کارگر در مورد طبقه کارگر هم وضع به همین منوال است . با این تفاوت که احزاب کارگری مشخصات و عملکرد شان از احزاب بورژوایی متفاوت است . حزب طبقه کارگر نیز درصدد کسب سیادت طبقاتی ست و برای این مهم باید مبارزات طبقه را سازمان دهی و اندیشه مبارزه طبقه کارگر را تولید کند . اگر در اوائل قرن گذشته تریدیونیونیسم (اتحادیه گرایی) حرکت خود به خودی و گرایش درونی طبقه کارگر به حساب می آمد ،امروزه با گذشت بیش از ۱۵۰ سال از سنت کمونیستی با مبارزات و رهبری احزاب کمونیستی مختلف در طول تاریخ بشر و پیروزی هایی ولو کوتاه مدت ، دیگر کمونیزم به حرکت خود به خودی و درونی طبقه کارگر تبدیل شده و اتحادیه گرایی عملا به ابزار دولت ها برای مقابله با ایجاد احزاب کمونیستی تبدیل شده است . ولی کمونیست کیست؟" کمونيستها آن بخشى از از پرولتاريا هستند که منافع پرولتاريا را بر عليه مالکيت خصوصى بورژوائى بطور کلى و کل نظام سرمايهدارى در تمام وجوه آن نمايندگى ميکنند" کمونیزم جریانی در جنبش طبقه کارگر است که برای کسب سیادت طبقاتی طبقه کارگر مبارزه می کند و نه تنها در تئوری که در عمل هم شیوه مبارزاتی متفاوتی از احزاب بورژوایی دارد . و حزب کمونیستی "نماينده متشکل کمونيسم به مثابه يک جريان متمايز و مشخص در جنبش طبقه کارگر است." حزب طبقه باید برای مبارزه از تشکل لازم و استواری در ادامه مبارزه برخوردار باشد .تا اینجا نتیجه این می شود که حزب از طبقه جدا نیست بلکه قسمتی از خود طبقه است که وظیفه رهبری و نمایندگی منافع کل طبقه را به عهده دارد . به نظرم تا همین جا برای فتح باب کافی باشد و ادامه بحث با دخالت دوستان علاقه مند شکل بگیرد . |
|
+ نوشته شده در
2005/12/20ساعت 0:12 توسط نوید |
|
|
تنها یک نژاد آنهم نژاد انسانی . جوابی ست به شعار فدرالیست ها و ناسیونالیست های رنگارنگ ،ناسیونالیسم عظمت طلب هم می تواند آن را جوابی در مقابل خود بداند . ولی بیانیه ۲۰ آذر دوبار اعلام شد . یکبار به صورت بیانیه و یک بار به صورت پرچم در ۲۲ آذر . این دو روز توسط یک نیرو و یک خط فکری ایجاد شدند .
این بیانیه با تشخیص صحیح توازن قوا ، می تواند راهنمای خوبی برای مشخص کردن خط جنبش اعتراضی در ایران باشد . جریان چپ سوسیالیست جامعه نشان داد برای همه معضلات جامعه راه حل انسانی دارد . زنده باد سوسیالیزم |
|
+ نوشته شده در
2005/12/19ساعت 3:4 توسط نوید |
|
|
بحثی درباره پورنو گرافی و حمایت مردها از این "صنعت" در سایت زنانه ها ، توسط مهشید مطرح شد که منهم در حد یک کامنت نظرم را گفتم ، مهشید هم لطف کرد و جوابی به کامنت من داد . ولی چون به نظرم بحث جالبی آمد ترجیح دادم جواب جوابیه مهشید را این جا بیاورم . اصل نوشته را می توانید در اینجا ببینید
مهشید عزیز ممنون از توجهتان |
|
+ نوشته شده در
2005/12/17ساعت 21:55 توسط نوید |
|
|
به دوستانی که در زمینه خبر رسانی جنبش دانشجویی فعالند ،
دو روز پس از مراسم پرشکوه ۲۰ آذر ، با آن بیانیه فوق العاده اش مراسمی در دانشگاه تهران برگزار شد . قرار بود فقط دعوای خودی ها باشد . قرار بود دفتر تحکیم غر و لند هایش را به انجمن اسلامی با روش های دموکرات منشانه بیان کند . ولی اتفاقی که افتاد چیز دیگری بود . جلسه به کنفرانس برلین تشبیه شد و داغ دل اصلاح طلب ها را تازه کرد .دشتبانی گفت : "با ديدن اين صحنه به ياد كنفرانس برلين افتادم و كاري كه كمونيستها با آقاي يوسفي اشكوري و آقاي گنجي انجام دادند." از طرفی پرچم ها و بنر هایی که دانشجوها بالا بردند هم چیزی را نشان می داد که در برنامه هیچ کدام از طرفین دعوای خودی ها نبود .پرچم هایی که بالا رفتند : "«آزادي، برابري»" ، "نان آزادی برای همه" ، "آزادی زن برابری همگان" که خصلت نمای جنبش کمونیزم کارگری ست . ولی یک سوال مهم اینجا بدون جواب می ماند: چرا سایت ها و فعالین خبر رسانی که در عرصه جنبش دانشجویی فعالند ، مثل سایت آشوب ، کانون اشتراک ، سایت تشکل و یا کانون امروز خبر این روز را اعلام نکردند ؟ چرا این پرچم ها را برافراشته نگه نداشتند؟ شاید معتقدند این پرچم ها مال ما نیست؟ آن جا جای ما نبود ! یا معتقدند نیروهای چپ در آن مراسم حضور نداشتند ! من می پرسم پس چه کسی این پرچم ها را بلند کرد؟ دانشجویی که پرچم «آزادي، برابري» را بلند کرده به کدام جنبش تعلق دارد؟ آیا نباید از او حمایت کرد؟ این ها سوالاتی ست که دوستان فعال در عرصه خبر رسانی باید پاسخ دهند . این آخرین جریانی نیست که در آن ، در دل مراسم انجمن اسلامی و دفتر تحکیم پرچم «آزادي، برابري» بالا می رود . آیا قرار است تمام چنین مراسمی از سوی دوستان خبر رسان مسکوت بماند؟ امید وارم دوستان احساس مسئولیت کنند و وارد این بحث بشوند و موضع خود را اعلام کنند . با احترام |
|
+ نوشته شده در
2005/12/16ساعت 18:23 توسط نوید |
|
|
میلاد عزیز اساس سرمایه داری سود است . چون به خاطر همین سود حاضر است انسان ها را نابود کند . اساس یعنی بنیان یعنی فلسفه وجودی .اساس آن مشخصه ای از پدیده هاست که برای حفظ اش می توان از سایر چیزها گذشت . همان طور که برای سود از انسانیت و حتی جان انسان ها می گذرند . اگر طبق گفته تو بخواهیم قضاوت کنیم هر ساختاری که در جامعه انسانی برپا شود اساسش انسان است . چون با انسان ها سرو کار دارد . حتی اگر مثل فیلم های هالیوود ربوت ها بر انسان حاکم شوند ، چون انسانی باید باشد تا ربوت ها بر آن حاکمیت کنند ، پس اساس آن ساختار ربوتی هم انسان است . یک مثال دیگر : با روش تو می توان نتیجه گرفت اساس شغل گاو داری گاو است چون باید گاوی باشد تا شغل گاو داری هم باشد ، ولی کسی به خاطر شخص گاو گاو دار نمی شود بلکه به خاطر سود این شغل است که گاوداری می کند .و گاوهای نر اضافی را به سلاخ خانه می فروشد.
ولی نکته مهم تر اینست که اشاره منصور حکمت در این جمله ، همان طور که قبلا هم گفتم "انسانیت" است نه "راس انسانی". *** مجید جان باز تکرار می کنم تکیه این بحث منصور حکمت به مبحث فتیشیزم کالایی و از خود بیگانگی ست . شما مطالبی که مطرح می کنی بیشتر درباره دوران گذار و مسائل مربوط به آن است برای وارد شدن به این بحث باید از در دو بحثی که گفتم وارد شوی . منظورم اینست که مطالبی که گفتی به خودی خود ممکن است درست باشند . ولی ربطی به قضیه ما ندارند . مثلا درست می گویی که در دوران سوسیالیستی هنوز زندان و ... هست ولی توجه کن انسان ها را نه به خاطر انسان بودنشان بلکه به خاطر همان ماهیت طبقاتی شان (که سوسیالیزم باید از بینش ببرد)به زندان می اندازند .تو می گویی"صحبت از حقوق مساوی و انسان به طور عام چیزی جز آشتی طبقات ، یعنی رویزیونیسم نیست" .اتفاقا صحبت از حقوق مساوی همیشه نشان دهنده انسان گرایی مارکسیزم بوده حتی در همین نظام سرمایه داری.خواست حقوق برابر برای انسان خواستی رویزیونیستی نیست مجید جان! اگر حرف تو درست باشد که باز هدف سوسالیزم می شود سلطه طبقاتی ، حالا گیرم طبقه کارگر در حالیکه هدف سوسیالیزم حذف طبقات است . حتی دیکتاتوری پرولتاریا (اکثریت)در جهت حذف طبقات و ایجاد حقوق مساوی برای همه است صحبت از انسان به طور عام به دور از ماهیت طبقاتی و تلاش برای رسیدن به این موقعیت هدف سوسیالیزم است مجید جان . اگر از عملکرد های نظام سرمایه داری سخن بود ، بله حرف تو درست بود ولی سخن از نظامی ست که تلاش می کند ماهیت طبقاتی را حذف کند . ماهیت طبقاتی انسان مربوط به دوران سرمایه داری ست و سوسیالیزم تلاش می کند آن را با ماهیت انسانی جایگزین کند . *** توضیحاتی درباره خود جمله : "سوسیالیزم جنبش باز گرداندن اختیار به انسان است" وقتی منصور حکمت می گوید جنبش یعنی کاری که در حال شدن است و وقتی می گوید باز گرداندن ،یعنی چیزی که در دورانی سلب شده ، و حال سوسیالیزم جنبشی ست برای اعاده این چیز سلب شده . جمله خیلی پیچیده ایی نیست . منظور حذف یا نادیده گرفتن مکانیزم های طبقاتی در ساختار سرمایه داری نیست . به زمان جمله توجه کنید . این جمله مربوط به دوران حاکمیت سوسیالیزم است . یا به عبارتی سوسیالیزم را در کار از بین بردن ماهیت طبقاتی انسان ها می داند. |
|
+ نوشته شده در
2005/12/15ساعت 22:45 توسط نوید |
|
|
مصطفی می گه:
"نمی توان بدون در نظر گرفتن تعلقات طبقاتی گفت : "سوسیالیزم جنبش بازگرداندن اختیار به انسان است". زیرا برای تحقق سوسیالیسم باید اختیارات بورژوازی سلب شود." من با اجازش جمله اش را اینجوری می نویسم : به دلیل اینکه برای تحقق سوسیالیسم باید اختیارات بورژوازی سلب شود و با توجه به تعلقات طبقاتی نمی توان گفت سوسیالیزم جنبش بازگرداندن اختیار به انسان است . مصطفی جان راستش من متوجه منظورت نشدم . هر جوری این سه گذاره را کنار هم گذاشتم و به قول امروزی ها چیدمان های مختلف را آزمودم فایده ای نداشت . لطفا بیشتر توضیح بده . چه جوری از دو گزاره اول نتیجه آخر را گرفته ایی ولی : سلب شدن اختیارات بورژوایی منافاتی با باز گرداندن اختیار به انسان توسط سوسیالیزم ندارد .و تازه اگر بپزیریم که در سوسیالیزم به سمت حذف طبقات و در نتیجه حذف تعلقات طبقاتی پیش می رویم باز اشتباه نتیجه گیری مصطفی بیشتر معلوم می شود . میلاد عزیز باور کن چشمام داره از حدقه در میاد و دیگه نمی تونم تایپ کنم اگر اجازه بدی فردا نظرم رو درباره کامنت تو می دم. |
|
+ نوشته شده در
2005/12/15ساعت 2:5 توسط نوید |
|
|
در وب لاگ نسل فردا بحثی در قسمت کامنت ها پیش کشیده شد که من یک طرف آن بحث بودم . با اجازه فواد شمس و بقیه دوستان کامنت های مربوط به این بحث رو از اونجا کپی میکنم و اینجا میذارم و دوستان رو دعوت می کنم که این جا به این بحث بپردازیم ،
بحث از جایی شروع شد که: بیانیه دانشجویان که در روز ۲۰ آذر در دانشگاه تهران توزیع شد، و در آن راه حل مصائب جامعه بشری را به ساختاری ارجاع داده که مبنایش انسانیت است ، من را به یاد این جمله از منصور حکمت انداخت "اساس سوسیالیزم انسان است" و ... "دوستان عزیز *** "عابر دوست گرامی نوید امانی *** "دوست گرامی عابر عزیز *** "میلاد دوست گرامی *** "عابر نويد گرامي *** ""اساس سوسیالیزم انسان است سوسیالیزم جنبش بازگرداندن اختیار به انسان است ...تفکر بورژوايى يعنى انسان سلب هويت شده، انسان از خودبيگانه، انسانى که تمام مشخصات ويژه و کيفيات فردى خاص او از او تکانده شده و لذا ميتواند بصورت يک "راس" انسان به محمل زنده اين يا آن رابطه اقتصادى و نقش توليدى تبديل بشود. خريدار يا فروشنده يک کالاى معين" منصور حکمت *** "مصطفی نمی توان بدون در نظر گرفتن تعلقات طبقاتی گفت : "سوسیالیزم جنبش بازگرداندن اختیار به انسان است". زیرا برای تحقق سوسیالیسم باید اختیارات بورژوازی سلب شود." *** "میلاد نوید گرامی خب کار کپی پیست تمام شد قول می دم یا همین امشب یا فردا به آخرین کامنت ها جواب بدم . چون بحث خیلی خوبیه . امیدوارم همه بحث ها همین جوری منطقی پیش بره. نوید |
|
+ نوشته شده در
2005/12/14ساعت 23:31 توسط نوید |
|
|
کمتر از یک ماهه که من به وب لاگ ها سر می زنم .
به جز داشتن یه پی سی و اتصال اینتر نت و البته یک انگیزه قوی و حرفی برای گفتن وب لاگ داشتن ملزومات دیگه ای نداره . ترجیح می دم محیطی رو که بهش وارد شدم اول ارزیابی کنم . بعد از این مدت حالا می تونم وب لاگ های موجود رو به ۲ دسته اصلی تقسیم کنم : اول وب لاگ های غیر سیاسی که عموما خاطرات شخصی نویسنده ست . بعضی از این وب لاگ ها فوق العاده هستند و شاید نوع جدیدی از ادبیات رو وارد زبان فارسی دارند می کنند دوم وب لاگ های سیاسی . منتظر نوع سوم نباشید ! این گروه شامل چندین زیر گروهه ۱- وب لاگ های فمینیستی : اکثرا توسط زن های جوان نوشته می شن . زن هایی که از شدت نظام مرد سالار و ضد زن موجود در ایران به تنگ اومدن و خواهان آزادی زن و برابری هستند . البته فمینیزم یک طیف رو در بر می گیره ، از چپ تا راست . ممکنه بعضیا شکایت کنن که ما فمینیستیم ولی سیاسی نیستیم . جواب من اینه: چیزی که توسط قدرت سیاسی حاکم سرکوب می شه نمی تونه غیر سیاسی باشه . ۲- وب لاگ های چپ و مارکسیستی ، که تعدادشون زیاده .معمولا توسط دانشجوها و کلا جوان تر ها نوشته می شن . این ها هم یک طیف دارن از چپ تا راست . انواع سوسیالیست ها تو این زیرگروه پیدا می شن . ۳-وب لاگ های اصلاح طلبها ،معروف ترینش مال حاج آقا ابطحییه . به نظر می رسه تعداد این تیپ وبلاگ زیاد نباشه شاید هم بشه این لیست رو طولانی تر کرد . از روی تعداد وب لاگ های هر زیر گروه می شه به شدت فشار و برندگی تیغ سانسور حکومت روی اون قشر جامعه پی برد . به خاطر همین مثلا طیف راست حکومت کمتر وب لاگ داره چون نیازی بهش نداره و به ترتیب تعداد وب لاگ های فمینیستی و چپ و مارکسیستی زیادتر از بقیه هستن .علاوه بر فشار و سانسور از طرف حکومت موجود ،می شه به فشار متقابل این اقشار اجتماعی به حکومت و پتانسیل موجود در اون اقشار هم پی برد . یعنی جنبش آزادی زن و چپ انقلابی در ایران نیرو های بالقوه ایی هستند که دارن بالفعل می شن. من تصمیم دارم عموما به دو گروه اول مجموعه سیاسی ها بپردازم و تا جایی که می تونم از نقدشون کوتاهی نکنم . همه ما مزایای نقد رو می دونیم . زیر گروه سوم هم حسابش با کرامالکاتبینه ... .البته ناگفته نمونه تعداد زیادی از وب لاگ های فمینیستی خودشون رو اصلاح طلب می دونن . ولی این مشکلی برای کار من ایجاد نمی کنه . |
|
+ نوشته شده در
2005/12/14ساعت 21:14 توسط نوید |
|
|
چند روزیه که تو وبلاگ فواد شمس بحث های داغ و به نظر من جالبی که زمینه اکثرش چپ و مارکسیزم و این جور چیزاست در گرفته . من هم شرکت فعالی داشتم . همش با خودم فکر کردم "فواد آلان چه حسی داره از اینکه اینجوری از وب لاگش استفاده می کنیم و پرش می کنیم " . البته امیدوارم خیلی دل خور نشه .دیروز تعداد کامنت هایی رو که خودم نوشته بودم رو شمردم ، متوجه شدم از هر ۳ کامنت تقریبا یکی ش مال منه . این بود که با خودم فکر کردم یه وب لاگ درست کنم . البته این یکی کمی با اونیکی فرق می کنه .
نمی خوام درباره نقش وب لاگ ها و جایگاه شون داستان سرایی کنم . ولی تا همین جا فهمیدم این عرصه برای طیف خاصی ، هم در دسترسه و هم برای همونا حرف می زنه . وب لاگ های چپ و مارکسیستی رنگارنگی هم این وسط به وفور پیدا می شن که هر کدوم برداشت خودش رو از مارکسیزم داره . من هم شاید تو همین دسته بگنجم . ولی قصدم اینه که بیشتر از طریق نقد نظرات موجود به ارائه نظرات خودم بپردازم . کاری که مارکس و انگلس کردن (اما اونجا کجا ... اینجا کجا...!!) امیدوارم هم موفق باشم و هم مشکلی پیش نیاد!! |
|
+ نوشته شده در
2005/12/14ساعت 17:37 توسط نوید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
آزادی و برابری
...گویای همه چیز *** توجه: مطالب مندرج در این وب لاگ نظرات رسمی هیچ نهاد , سازمان یا حزبی نیست |
| آرشیو موضوعی |
|
سیاسی اجتماعی |
| پیوندها |
|
سوسیالیسم نسل فردا زنانه ها کاغذ مچاله په یژه شیرکو 1818 |
|
RSS
|