![]() |
![]() |
|
| نقد، نقد ، باز هم نقد چپ |
|
مصاحبه تکان دهنده
عبدالرضا طرازی عضو هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد از دانشجویان خواست از کارگران شرکت واحد حمایت کنند . در این مصاحبه با تلوزیون کانال جدید ، عبدالرضا طرازی به موارد تکان دهنده ایی اشاره می کند . این مصاحبه فوق العاده مرحله جدیدی از مبارزه کارگران در ایران را نوید می دهد .کارگران در اطلاعیه ایی که وسیعا پخش شده است ۴ روز التیماتوم داده اند و در صدد سازمان دهی اعتصابی بسیار برزگ هستند. در این روز ها کارگران شرکت واحد نیازمند گرم ترین و پرشور ترین حمایت های دانشجویی هستند . دوستان! فعالین دانشجو ! این حرکت کارگران شرکت واحد در ادامه بیانیه دانشجویان در روز ۲۰ آذر است . دو بند مهم از این بیانیه امروز موضوع حمایت مستقیم دانشجویان است: 5. دفاع از مبارزات طبقه کارگر و تمامی اقشار جامعه اعم از معلمان، پرستاران، پزشکان و تمام زحمتکشان 6. مجازات عاملان حملههای وحشیانه به کردستان، دفتر سندیکای شرکت واحد و کارهای پلیسی از این دست امروز روز کارگر و دانشجو ست . پیش به سوی حمایت از کارگران شرکت واحد . این مصاحبه را حتما بشنوید . زنده باد مبارزات کارگران شرکت واحد . |
|
+ نوشته شده در
2006/1/18ساعت 16:24 توسط نوید |
|
|
هنوز به دليل عدم حضور رانندگان بر سر کار 800 اتوبوس شرکت واحد کار نمی کنند
فردا ۲۴ دی ماه آخرین روز مهلت عمل به وعده هایی ست که قالیباف به کارگران شرکت واحد داده است. کارگران شرکت واحد پس از برگزاری مجمع عمومی امروز برای انتخاب هیئت بازرسین تعاونی مصرف شركت واحد در مسجد ابوذر اقدام به برگزاری راهپیمایی کردند . اتحدیه کارگران ترانسپورت انگلستان از کارگران شرکت واحد حمایت کردند همچنین لیست حمایت های بین المللی که تا کنون از کارگران واحد صورت گرفته را ببینید |
|
+ نوشته شده در
2006/1/14ساعت 3:32 توسط نوید |
|
|
با تداوم کمپین جهانی در حمایت از کارگران شرکت واحد و برای آزادی منصور اسانلو هر روز اتحادیه های جدیدتری به این کمپین می پیوندند.
اتحادیه های کارگری دیگری در استرالیا، آمریکا و فنلاند به کمپین جهانی برای آزادی اسانلو پیوستند این در حالیست که ظاهرا سایت ها و وب لاگ ها و فعالین کارگری این حرکت کارگران واحد را فراموش کرده اند!! اسانلو فراموش شد!؟! ؟ ***** کارگران تصمیم به تشکیل مجمع عمومی گرفتند .برای تعیین بازرسان تعاونی مصرف شرکت واحد کارگران واحد، مجمع عمومی تشکیل می دهند. |
|
+ نوشته شده در
2006/1/13ساعت 4:47 توسط نوید |
|
|
اعلام حمایت از کارگران شرکت واحد اتحاديه هاى کارگرى فنلاند و نروژ و نیز شعبه کنفدراسیون بین المللی کارگران ترانسپورت در کشورهای اردن، تونس و فلسطین خواهان آزادى فورى منصور اسانلو هستند کارگران عسلویه و مردم فیض آباد سنندج از کارگران شرکت واحد حمایت کردند دو اتحادیه کارگری دیگر در استرالیا و اتریش خواستار آزادی فوری اسانلو هستند |
|
+ نوشته شده در
2006/1/10ساعت 11:29 توسط نوید |
|
|
رانندگان واحد شنبه را با چراغ روشن می رانند
در پی دستگیری و اعتصاب کارگران شرکت واحد ،و به دنبال تجمع اعتراضی کارکنان در استادیوم آزادی و اتفاقاتی که افتاد کارگران با شعار "اعتصاب یادت نره" هم قدرت خود را به قالیباف و دولتش یادآوری کردند و هم اتحاد خود را تحکیم کردند . در پی این وقایع کارگران واحد تصمیم دارند روز شنبه ۱۷ دیماه را با چراغ روشن رانندگی کنند . این حرکت یادآور حرکت قبل از اعتصاب یکشنبه معروف است . متاسفانه هیچ کدام از سایت های خبری و وب لاگ ها تا کنون این خبر را پوشش نداده اند ، گویا اعتصاب و اعتراض تمام شده است !! ---------------------- طیق اخبار رسیده هر دو نفر دستگیر شدگان واحد شب گذشته آراد شدند . و لی اسانلو همچنان در زندان به سر می برد .هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد در نشست دیروز خود تصمیم گرفت برای پیگیری خواست آزادی فوری منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره سندیکای واحد، در روزهای آینده در مقابل زندان اوین یا مجلس شورای اسلامی دست به یک تجمع سراسری و بزرگ بزند. |
|
+ نوشته شده در
2006/1/6ساعت 3:36 توسط نوید |
|
|
جوابیه ای به جواب احمد زاهدی لنگرودی "در پاسخ نويد اماني، احمد زاهدي لنگرودي
آقاي اماني عزيز، با سپاس و احترام بهخاطر الطاف شما !!! شاد باشيد و شاد بمانيد نوشته بالا اثر آقای زاهدی لنگرودی به نقد من به نوشته ایشان به نام "گزارههايي دربارهي اعتصاب سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران " است که در سایت گویا درج شده است . متاسفانه سایت گویا در اقدامی جانب دارانه از درج جوابیه من که حق مسلم من است خود داری کرد . در پایین جواب من به این پاسخ کوتاه و اهانت آمیز آقای لنگرودی را می خوانید . متاسفانه آقای لنگرودی برداشتی شخصی از بحث نوشته قبلی من کرده اند و در شان خود ندیدند که جوابی به من بدهند . پاسخ ندادن به سوالات مطروحه و پیش روی هر بحثی راهی برای حل مسئله نیست و با برخوردهای شخصی نیز نمی توان صورت مسئله را پاک کرد . بحث من چنانچه در این نوشته توضیح می دهم به هیچ وجه شخصی نیست . در این جا به دو جمله از پاسخ کوتاه آقای لنگرودی که نشان دهنده دو سیاست گذاری است می پردازم . آقای لنگرودی از خواننده خواسته اند تا پاسخ ندادن شان را به سوالات طرح شده به حساب بی سوادی شان بگذارند که البته این درخواست را در کمال فروتنی کرده اند که خواننده متوجه باشد چنین نیست !! ولی نظر من درباره پاسخ ندادن و بی سوادی فرد یا گروه یا جریانی اجتماعی چیز دیگریست . به نظر من موضع گیری های متفاوت سیاسی از جانب گروه های مختلف نه نشانه بی سوادی آنان و نه نشانه کج فهمی این گروها از مسائل اجتماعی ست . در یک جامعه انسانی جریانات اجتماعی(یعنی گروهی از انسان ها که منافع مشترکی دارند) زیادی به چشم می خورد . جریانات مختلف واقعیات اجتماعی از جایگاه اجتماعی خود می بینند و با توجه به “منافع گروهی” خود ، تفسیر ها و موضع گیری های متفاوتی دارند . سیاست گذاری فلان حزب و گروه با توجه به منافع طبقاتی او انجام می گیرد و نه از سطح سواد و یا کتاب های بهتری که خوانده !! برای روشن شدن بحث مثالی می زنم : در ایران، حداقل تا چند سال پیش گروه ها ، سازمان ها و احزاب مارکسیستی متفاوتی فعالیت می کردند که بیشتر آن ها کتاب ها و نقل قول های مارکس و لنین را از بر بودند ولی سیاست های متفاوتی را پیش می بردند. برای ناظر ناآگاه سوال بزرگی پیش می آید که قضیه چیست ؟ این ها همه، از یک کتاب به این روش های متفاوت و برداشت های گوناگون رسیده اند؟ جواب در همان توضیح بالاست که "هر کسی از ظن خود شد یار من" هر گروهی با توجه به جایگاه اجتماعی و منافع گروهیش از مارکس تعبیری می کرد و به دلیل مد بودن مارکسیزم در جهان آن روز و گوش شنوا داشتن ژست های مارکسیستی ، به زبان مارکس حرف می زد . مثلا کسی که از خورده بورژوایی با زبان مارکس می خواهد حمایت کند هزار یک دلیل و فاکت می آورد که دیکتاتوری پرولتاریا نظریه ایی ضد مارکسیستی ست و به هزار جور پیغمبر متوسل می شود . چرا ؟ چون دیکتاتوری پرولتاریا با منافع خورده بورژوایی مغایرت دارد . یا مثلا ریویزیونیسم که گرایشی از مارکسیزم است به دلیل کج فهمی و یا بی سوادی تعدادی نظریه پرداز درست نشده است ، بلکه نماینده یک گروه اجتماعیست که سعی می کند با ادبیات مارکسیستی حرف بزند . به همین دلیل من ادعای آقای لنگرودی را در بی سوادی با تردید می نگرم . مسئله دوم این که کارگران واحد خودشان می گویند اعتصاب ما صنفی ست را چه گونه باید تفسیر کرد؟ من در نوشته قبلی دلیل سیاسی بودن اعتراضات در ایران را توضیح دادم ولی گویا کافی نبوده است . اعتراض سیاسی به عبارتی یعنی اینکه جریانی اجتماعی برای تغییر توازن قوای به نفع خود به تحرکاتی در سطح جامعه دست بزنند . مثلا وقتی در ایران جوانان با هم ارتباط خارج از شرع(قوانین اسلامی حاکم بر ایران) می گیرند و آن را به صورت علنی در سطح جامعه مطرح می کنند (با گرفتن دست یکدیگر و شوخی و خنده و...در خیابان) در واقع می خواهند با این عمل اجتماعی، توازن قوا بین قوانین اسلامی حاکم بر ایران از یک طرف و از طرف دیگر فشار اجتماعی مدرنیزم را به نفع خود(مدرنیزم و زندگی امروزی و آزاد) تغییر دهند و منافع گروهی خود را حاکم کنند .این ها حرکات اجتماعی هستند وگرنه می توانستند در خفا صورت بگیرند . ممکن است اگر از جوانان بپرسید هدف شما از این که دست همدیگر را گرفته اید چیست؟ به شما بگویند : دوست دارم!! ولی کار تحلیل گر سیاسی با دیدن اثرات این تحرکات کشف اهداف اجتماعی از مشاهدات روز مره است . به همین اعتبار تروریسم هم فعالیتی سیاسی ست . زیرا سعی می کند با ایجاد جو رعب و وحشت در جامعه توازن قوا را به نفع جریانی تغییر دهد که از پایگاه اجتماعی ضعیفی برخوردارست . ولی یک دزد هم کار خلاف قانون می کند آیا او هم هدفی سیاسی دارد؟ خیر، دزد نمی خواهد توازن قوا را به نفع خود تغییر دهد و دزدی را برای عموم آزاد کند .( دقیقا به همین خاطر فعالیت سیاسی علنی ارجحیت دارد به کار مخفی و زیر زمینی و چریک بازی .) وقتی کارگران فعالیتی را انجام می دهند که باعث تغییر توازن قوا به نفع طبقه کارگر می شود و باعث عقب نشینی جمهوری اسلامی می شود ، کاری سیاسی انجام می دهد . ادعای سیاسی بودن برای طبقه کارگر منفعتی ندارد ، ولی برای گروه های سیاسی بی فایده نیست . فعالیت اجتماعی طبقه کارگر نه با ادعای سیاسی بودن رنگ و بوی سیاسی می گیرد و نه با ادعای صنفی بودن هم تهی از سیاست می شود . بسیار سطحی نگری ست که ادعای منطقی و به جای کارگران مبنی بر صنفی بودن اعتراضاتشان را دلیل غیر سیاسی بودن آن بگذاریم . کارگران واقعا مطالبات صنفی و معیشتی دارند ولی بدون در گیر شدن با نهاد های سیاسی قدرت حاکم قادر نخواهند بود به خواسته های برحق خود برسند . این را خود کارگران به خوبی می دانند . در پایان اشاره کنم که من ازآقای لنگرودی به تنهایی سوالی نکردم هر کس می تواند وارد این بحث بشود و پاسخ گویی کند . |
|
+ نوشته شده در
2006/1/5ساعت 0:13 توسط نوید |
|
|
اعتصاب اعتراض در ایران ، سیاسی، غیر سیاسی
احمد زاهدی لنگرودی در مقاله ایی در سایت گویا مطالبی نوشته اند که به نظرم اشکالات اساسی دارد . در زیر مختصرا به این نوشته می پردازم. احمد زاهدی لنگرودی در اصل از دولت عصبانی هستند که چرا با دستگیری اعضای سندیکای واحد به قضیه جنبه سیاسی داده است . شاید ایشان انتظار رفتار معقول تری را از طرف دولت داشته است . وقتی می گوییم در ایران اعتراضات و اعتصابات ، حتی رابطه دختر و پسر سیاسی ست ، یعنی در ایران چنین است و نه در فرانسه !! به خاطر همین برخوردهای حکومت موجود در ایران است. هر حرکت اجتماعی که قدرت حاکم را به مصاف بطلبد امری سیاسی ست ، چرا که سیاست علم قدرت است . گویا ایشان جنبه سیاسی اعتراض و اعتصاب را با رابطه تشکیلاتی داشتن با احزاب سیاسی عوضی گرفته اند . در قسمتی از این نوشته می خوانیم "اگر اعتصاب بدون هماهنگي با اتحاديهها و اصناف و در يك كلام، مردم انجام گيرد. اين مردماند كه همانا نخستين ضربه را ميپذيرند" . گویا برای اعتصاب کارگران باید با همه عالم و آدم هماهنگ کنند !!گویا این مردمند که از توقف موقت چرخ تولید ضربه می پذیرند و نه دولت و کارفرما و دولت به خاطر مردم است که اعتصابات را می شکند !! گویی نتیجه پیروزی اعتراض و اعتصاب به جیب مردم نمی رود!! این از آن حرف ها ست!! در قسمتی دیگر می آید "مردم اما در ايران امروز، نظارهگراني درخود هستند..." این هم مانند نظر بالا پایه بر آب دارد . گویا مردم توده ایی پا در هوا و نظاره گرانی رها از جایگاه طبقاتی هستند ، گویی کارگران معترض از زیر بوته عمل آمده و این مردم خانواده و دوستان این کارگران نیستند و هاج و واج نظاره گر یک عده هستند که شعارهایی می دهند و مطالباتی دارند و .... درجای دیگر حرکت کارگران واحد را در مقایسه ایی عجیب و غریب در کنار حمله مسلحانه سازمان چریک های فدایی خلق به یک پاسگاه می گذارد و با قبول اینکه این با آن "بسیار متفاوت تر است" هر دو را از مضمون سیاسی تهی می کند ، ولی نمیگوید اگر آن حرکت سیاسی نبود آیا صنفی بود ؟ که در این صورت جمهوری اسلامی حق دارد اسانلو را به جرم خرید اسلحه و مبارزه مسلحانه دستگیر کند ، زیرا در پرونده اعتراضات غیر سیاسی در ایران مبارزه مسلحانه هم هست . ولی هدف اصلی نوشته غیر سیاسی نشان دادن حرکات کارگری ست که در ۲ خط به انجام رسیده است "سنديكاها براي كار سياسي نيازمند جلب نظر تمامي اعضاي خود هستند، در حالي كه چون قصد سنديكاي كارگران شركت واحد اين نبوده، چنين نظري تا كنون در آنجا مطرح نشده بود." این که این حکم از کجا آمده را خود آقای لنگرودی باید جواب بدهد . برای غیر سیاسی جلوه دادن اعتراضات و اعتصابات در ایران دنبال مطالب قرص تر از این نگردید ! ولی این سوالات باقی می مانند که آیا در اروپا احزاب سیاسی برای تصمیم گیری های سیاسی شان با اعضاشان هماهنگ می کنند؟ یا همان سندیکا ها هنگام انتخابات ، برای جهت گیری سیاسی، نظر اعضاشان را جویا می شوند ؟ قطعا چنین نیست .رفرمیسم که سندیکا ها هم جزئی از آن خط هستند خود یک خط سیاسی ست . در آخر هم نتیجه می گیرد "همين عدم وابستگي در سنديكاي كارگران شركت واحد بود كه مانع از بهزير ضرب رفتن آنان ميشد و به حاكميت اجازه نميداد و نميدهد كه بتواند قانوناً آنها را دستگير يا محاكمه كند." گویا اسانلو آزاد شده و کارگران دستگیر شده دادگاهی نشده اند و اعتصاب با پیروزی تمام شده است و مطالبات همگی برآورده شده اند ؟!؟!؟ زیر ضرب رفتن یعنی چه؟ کارگران واحد به کدام یک از مطالبات اساسی خود رسیدند؟ کدام قول و قرار کتبی شد؟ از اسانلو چه خبر آقای لنگرودی؟!؟! این حس پیروز مندانه را برای قالیباف بگذارید!! ولی سوالات اصلی که آقای لنگرودی و هم فکرانشان باید پاسخ دهند اساسی ترند : آیا کارگران خاتون آباد که آن چنان قلع و قمع شدند مبارزه ایی سیاسی داشتند؟ یا فقط حقوق معوقه شان را طلب کرده بودند؟ و آیا کارگران نساجی کردستان که حتی حقوق روزهای اعتصابشان را گرفتند و از زیر ضرب هم در رفتند کاملا ادعای سیاسی بودنشان را انکار کردند؟ اعتراضات و اعتصاباتی که سال هاست سرکوب می شوند انگ سیاسی بودن دارند؟ |
|
+ نوشته شده در
2006/1/2ساعت 3:9 توسط نوید |
|
|
یکشنبه ، روز تصمیم گیری برای ادامه مبارزه
امروز می تواند اولین مجمع عمومی کارگران شرکت واحد در مقابل دادگاه تشکیل شود . کارگران می توانند با حضور خود در تصمیم گیری برای ادامه مبارزه ،عزم خود را برای رسیدن به مطالبات خود جزم کنند . وعده های پوج و دروغین قالیباف از تک تک کلماتش معلوم است،کارگران با این وعده ها به هیچ کدام از خواست ها شان نمی رسند . او فقط می خواهد برای دادگاه و کارفرما و دولت زمان بخرد . هیچ قول شفاف و قابل اعتمادی نداده ، تازه قول هم کم نمی دهند ولی تا زور کارگر با تکیه به اعتصاب بالای سرشان نباشد به هیچ وعده ای عمل نمی کنند . امروز صبح کارگران همگی با هم می توانند بر سر نحوه ادامه مبارزه و ادامه اعتصاب ، التیماتوم قطعی (که این نباید به روزهای آتی موکول شود) به دولت و انتخاب نماینگان واقعی خود تصمیم بگیرند . این تجمع بهترین موقعیت برای تصمیم گیری همگانی برای ادامه مبارزه است . این شکل تصمیم گیری درجه همبستگی و اراده عمومی را در میان کارگران بسیار افزایش می دهد . همچنین امروز دانشجویان می توانند با حضور در کنار کارگران ، کارگران را برای تصمیم گیری عمومی تشویق کنند . زنده باد کارگران واحد ، زنده باد مجمع عمومی |
|
+ نوشته شده در
2006/1/1ساعت 5:6 توسط نوید |
|
|
حمایت های کارگری برای کارگران شرکت واحد
طبقه کارگر با هوشیاری در حال دنبال کردن فعالیت های هم کاران خود در شرکت واحد تهران است و حمایت خود را از این حرکت رسما اعلام کرده و می کند . صف حمایت از اعتصاب کارگران واحد و اعلام همبستگی با خواسته های آنان همچنان در حال طولانی تر شدن است . کارگران واحد باید با استفاده از موقعیت به دست آمده برای رسیدن به خواسته های به حق خود هر چه منسجم تر و رادیکال تر عمل کنند . راز پیروزی کارگران در اتحاد و به خصوص در رادیکالیزم آنان است . برای جلوگیری از اخراج کارگران و تفرقه افکنی در صف مبارزه باید به بدنه کارگری اتکا کرد . یک گام عقب نشینی کارگران مساوی با ۱۰ گام پیشروی دولت و کارفرماست . جمعی از کارگران نفت و پتروشیمی خوزستان کارگران نساجی شاهو از سنندج انجمن کارگران فلزکار و مکانیک کرمانشاه کارگران ایران خودرو کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری جمعی از کارکنان شرکت ملی صنایع مس |
|
+ نوشته شده در
2005/12/31ساعت 12:58 توسط نوید |
|
|
کارگران واحد و موقعیت استثنایی برای عقب راندن حکومت
این روز ها روزهای پر التهابی برای جنبش طبقه کارگر ایران است . غول خفته در حال بیدار شدن است . طبقه کارگر ایران می تواند با این حرکت عقب نشینی های زیادی را به حکومت تحمیل کند . اعتصاب روز یکشنبه کارگران شرکت واحد قدرت کارگران را نشان داد، حکومت در عرض کمتر از ۲۴ ساعت مجبور به مذاکره و عقب نشینی شد . کارگران نیز التیماتوم دادند . امروز التیماتوم کارگران تمام می شود و همچنان منصور اسانلو نه تنها در زندان به سر می برد بلکه ممنوع الملاقات نیز شده است . کارگران باید خواست های خود را قاطعانه پی گیری کنند . در غیر این صورت به محض اینکه آب ها از آسیاب بیفتد جمهوری اسلامی به اذیت و آزار کارگران و دستگیری و پاپوش دوزی خود به شکل وسیعی ادامه می دهد و با ابزار سرکوبش جنبش طبقه کارگر را هر چه بیشتر به عقب می راند. موقعیت به دست آمده برای طبقه کارگر ایران موقعیتی استثنایی ست که با حمایت قشر های وسیعی از مردم و نهاد های بین المللی همراه بوده است . جمهوری اسلامی در این مسابقه در موقعیت برتر قرار ندارد ، ولی فعالین رادیکال کارگری باید با هوشیاری کامل از این موقعیت استفاده کنند و خواست های به حق کارگران را تا به آخر دنبال کنند نباید به جمهوری اسلامی مهلت داد تا با گذشت زمان اتحاد و همبستگی کارگری را تضعیف کند. این امر محقق نمی شود مگر با تکیه به بدنه کارگری شرکت واحد . یعمی برای تصمیم گیری ها در هر سطحی باید به آرای همه کارگران مراجعه کرد .اگر همه کارگران خود را در تصمیم گیری شریک بدانند درجه همبستگی بین آنان به مراتب بالا تر خواهد رفت و قدرت خود را در اجتماعات خود بسیار بیشتر خواهند یافت . موقعیت به دست آمده ممکن است در صورت از دست رفتن به سادگی تکرار پذیر نباشد ، ولی در صورت از دست رفتن و شکست طبقه کارگر قطعا حکومت با دست بالا به حقوق اولیه کارگران تهاجمات هر چه وسیع تری را پیش خواهد برد . زنده باد اتحاد کارگری ، زنده باد کارگران شرکت واحد تهران |
|
+ نوشته شده در
2005/12/31ساعت 1:25 توسط نوید |
|
|
در مقدمه ایی که قبلا نوشتم نظرم در باره حزب کمونیستی و رابطه اش با طبقه را مختصرا نوشتم .و چنین نتیجه شد که حزب نماینده متشکل جریانی پیشرو (اینجا کمونیست) در طبقه است که منافع کل طبقه را نمایندگی می کند . به عنوان فرقه یا گروهی جدای از طبقه نیست که بخواهد برای طبقه انقلاب کند یا مبارزات آن را از بیرون سازمان دهی بکند . تا اینجا می توان نتیجه گرفت نظریات پیوند حزب با طبقه و کلا نظریاتی که بر اساس دوقطبی حزب و طبقه شکل می گیرند و به دنبال راه حل هایی برای پیوند حزب با طبقه می گردند و حزب و طبقه را از هم جدا فرض می کنند، نظریاتی نه تنها واقع گرایانه بلکه مارکسیستی نیز نیستند . این نظریات مدام به دنبال جوابی برای این سوال می گردند که "حزب قدرت را می گیرد یا طبقه؟" و به دلیل اینکه طبقه را از حزبش جدا می کنند و معتقد به قدرتگیری طبقه هستند ، همواره به دنبال تخطئه احزاب کمونیستی ای هستند که برای قدرت سیاسی خیز برداشته اند . و مدام به دنبال تشکل های "مستقل " کارگری هستند ولی به این سوال پاسخی نمی دهند که انقلاب و قدرت گیری بدون سازمان (حزب) امکان پذیر است یا نه؟کدام سازمان باید انقلاب را رهبری کند و اصولا چنین پروسه عظیمی بدون سازمان دهی امکان پذیر است یا نه؟. یکی از انحرافات این گرایشات از سیاست های کارگری ،"اتحادیه گرایی"و سندیکالیزم است . پرداختن به مشخصات این نظریه ها خارج از حوصله این بحث است .
حزب کمونیستی حزب کمونیستی ، حزب رهبران عملی و پیشرو ی طبقه کارگر است ، ظرف مناسب فعالیت رهبران طبقه کارگر است . طبقه کارگر در بد ترین شکل و در جوامعی که سیاه ترین دیکتاتوری ها را تجربه می کند نیز در سطوح مختلفی دارای فعالیت ها و در نتیجه رهبران عملی خود است و در نتیجه با توجه به توازن قوای طبقه کارگر و دولت سرمایه داری فعالیت حزب کمونیستی اشکال متفاوتی به خود می گیرد. برای اینکه بدانیم کدام حزب و با چه مشخصاتی حزب کمونیستی (نماینده منافع کل طبقه کارگر) ست . ابتدا باید بدانیم منافع طبقه کارگر کدام است و چه نوع برنامه، سیاست ها و فعالیت های عملی در جهت این منافع است . امروزه طبقه کارگر به مرحله ایی رسیده که بتواند قدرت را گرفته و سوسیالیزم را عملی کند -این جمله تناقضی با مراحل گذار و ...بعد از انقلاب ندارد. یعنی می تواند مستقیما و بدون مرحله بندی و درنگ برای کسب قدرت سیاسی اقدام کند .پس جریاناتی که معتقد به مرحله بندی انقلاب هستند یا معتقدند هنوز زود است یا هزار و یک جور بهانه تراشی می کنند تا انقلاب سوسیالیستی را به عقب بیندازند، نمی توانند نماینده طبقه کارگر باشند. طبقه کارگر هیچ منافعی در نظام سرمایه داری ندارد که بخواهد حفظش کند بلکه می خواهد این ساختار با همه چیزش را دود کند و به هوا بفرستد. برای این کار هم چاره ایی ندارد مگر کسب قدرت سیاسی ، با سیاست های رفرمیستی و نافرمانی مدنی و تغییرات در چارچوب قانون و غیره هم چنین هدفی به دست نمی آید . مشخصات برنامه ایی و عملی یک حزب کمونیستی برای رسیدن به این هدف راهکار های خاصی باید دنبال شود . هم در سیاست و هم در عمل شیوه های خاصی باید دنبال شود . سیاست های برنامه ایی باید برای رسیدن به این هدف مناسب باشند و اهداف طبقه را بیان کنند . برای مثال ، طبقه کارگر نه تنها منافعی در جداسازی انسان ها از همدیگر ندارد ، بلکه بسیار متضرر می شود، خواه این جدا سازی ها بر اساس مذهب باشند خواه بر اساس ملت سازی، پس حزب کمونیستی نمی تواند مثلا، به فدرالیزم یا قومی گرایی معتقد باشد . همچنین مذهب ، مذهب امروزه برای اهداف غیر انسانی استفاده می شود و طبقه کارگر تنها نیرویی ست که می تواند و باید با تمام قوا در مقابل مذهب بایستد . مذهب خلق ها و اعتقادات مذهبی مردمی به عنوان اهرم و نیرو نمی تواند در خدمت طبقه کارگر قرار گیرد ، حتی به صورت مقطعی .پس مبارزه با مذهب و مذهب زدایی یکی از سیاست های روشن یک حزب کمونیستی باید باشد. حزب کمونیستی در عمل هم باید منافع کارگران، یعنی منافع انسانیت را نمایندگی کند. برای رسیدن به این مهم باید سبک کارش کمونیستی باشد . و به سازماندهی کارگران به عنوان طبقه کارگر اقدام کند، نه به عنوان انسان های منفرد و جدا شده از زندگی اجتماعی شان . سازماندهی مبارزات کارگری باید در محل کار و زیست کارگران صورت پذیرد . رهبران عملی طبقه کارگر همواره چهره های شناخته شده ایی هستند ، نمی توانند از زیر زمین یا از کوه و کمر مبارزات طبقه کارگر را سازمان دهی کنند. مبارزات کارگری در جایگاه طبقاتیش باید سازمان دهی بشود . جریانات چریکی که کارگر را از جامعه جدا می خواهند نمی توانند سبک کار کمونیستی داشته باشند . انفراد انسان ها خواستی بورژوایی و سبک کار آنهاست . با روش چریکی نمی توان انقلاب کارگری را سازمان داد . کارگر برای چریک شدن باید از زندگی اجتماعیش جدا شود در نتیجه دیگر به عنوان کارگر نمی تواند مبارزه اش را رهبری کند و پیش ببرد . همچنین یک حزب کمونیستی نمی تواند نسبت به حقوق انسانی در سطح بین المللی بی تفاوت باشد ، دفاع از حقوق انسانی را باید در برنامه و عملکرد خود داشته باشد. انقلاب سوسیالیستی به واسطه وجود طبقه کارگر در جامعه ضروری می شود . این که صبر کنیم تا توده ها آمادگی کسب کنند و بذر آگاهی بیفکنیم و ... فقط به عقب انداختن انقلاب است .کارگران ضرورت انقلاب را از زندگی روزمره و واقعی خود استنتاج می کنند و نه از کتاب و رساله ها ، صبر کردن به بهانه پاشیدن بذر آگاهی و منتظر ماندن که هر کارگر یک جلد کاپیتال زیر بغل داشته باشد ،فقط نشان از نخواستن انقلاب دارد . در این جا به بخش هایی از اهداف برنامه ایی و روش های مبارزاتی یک حزب کمونیستی اشاره کردم . می توان با دقت بیشتری این موارد را بررسی کرد و نتیجه گیری کرد . امیدوارم دوستان علاقه مند با دخالت در بحث به روشن تر شدن جنبه های مهم این بحث کمک کنند . |
|
+ نوشته شده در
2005/12/29ساعت 2:29 توسط نوید |
|
|
شش نفر از کارگران واحد آزاد شدند
در پی تحصن تعدادی از کارگران شرکت واحد در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین ، رژیم مجبور به آزاد کردن ۶ نفر دیگر از دستگیر شدگان شد. اما هنوز منصور اسانلو در زندان به سر می برد . |
|
+ نوشته شده در
2005/12/28ساعت 21:31 توسط نوید |
|
|
در پی اعتصاب کارگران شرکت واحد دولت و کارفرما سریعا عقب نشینی هایی را قبول کرد . قرار شد همه دستگیر شدگان آزاد شوند و روز پنجشنبه مذاکرات شروع شوند ، ولی طبق معمول جمهوری اسلامی به وعده های خود عمل نکرد و تعدادی از دستگیر شدگان را آزاد نکرده است . ۴ نفر از اعضای هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد از دیروز ٥ دیماه مقابل زندان اوین تجمع کرده اند. اعضای هیئت مدیره شب گذشته را در مقابل اوین بسر بردند و تا این لحظه یعنی ساعت ٩ و نیم شب سه شنبه تجمع آنها در مقابل زندان اوین ادامه دارد. آنها اعلام کرده اند تا آزادی کلیه دستگیرشدگان در مقابل اوین خواهند ماند. از تمام مناطق دهگانه مرتبا با این ٤ نفر تماس تلفنی برقرار است. کارگران مناطق دهگانه در حالت آماده بسر میبرند و منتظر عکس العمل دولت برای آزادی همکارانشان هستند. |
|
+ نوشته شده در
2005/12/28ساعت 1:49 توسط نوید |
|
|
دولت و کارفرما طی عقب نشینی هایی قول داده اند امروز همه دستگیر شدگان سندیکای شرکت واحد را آزاد و به خواسته های کارگران رسیدگی شود .
دولت با دیدن اتحاد و اصرار کارگران شرکت واحد مجبور به عقب نشینی شد .قالیباف به کارگران قول داده طی امروز به خواسته های آنان رسیدگی و دستگیر شدگان را آزاد کنند .کارگران تهدید کرده اند در صورت اجرا نشدن خواسته هاشان به اعتصاب ادامه دهند . "شب گذشته رانندگان شركت واحد كه شمار آنها به ٤ هزار نفر میرسید در قرارگاه شركت در منطقه ٦ جمع شدند و شب را در آنجا سپری كردند. فضایی بسیار پرشور بر این تجمع حاكم بود. رانندگان مناطق دیگر نیز به این محل آمده بودند. با اعتصاب رانندگان ریاست شركت واحد وارد جلسات بحران شد و جمهوری اسلامی ساعت ١٠شب گذشته رییس قبلی را كه مورد انزجار رانندگان بود بركنار كرد. محمد باقر قالیباف از سوی شهرداری تهران نظارت بر شركت واحد را بعهده گرفت. شهردار تهران بلافاصله به جمع رانندگان كه در قرارگاه منطقه ٦ شركت واحد جمع شده بودند آمد و تلاش كرد رانندگان را به پایان دادن اعتصاب تشویق كند. با سخنان اعتراضی كارگران و تاكید آنها بر اینكه ما تا خواستهایمان عملی نشود از اینجا تكان نخواهیم خورد٬ او قول داد كه دستگیر شدگان فردا آزاد میشوند و تمام خواستهای رانندگان تا روز پنجشنبه عملی خواهد شد. رانندگان اعلام كرده اند كه از امروز دوشنبه به سركار برمیگردند. ساعت پنج صبح اتوبوسها مجددا در خیابانهای تهران به حركت در آمدند. رانندگان اعلام كرده اند كه اگر تمام خواستهای آنها عملی نشود به طور گسترده تری به اعتصاب دست خواهند زد. " پاینده باد اعتصاب و اتحاد کارگری |
|
+ نوشته شده در
2005/12/26ساعت 13:56 توسط نوید |
|
|
زنده باد اعتصاب زنده باد اتحاد کارگری بالاخره با آن همه تهدید و ارعاب و بگیر و ببند ، کارگران برای رسیدن به خواسته های به حق خود دست به اعتصاب زدند . خیابان های تهران قفل شده است . و مسافران بی خبر از همه جا نمی دانند چرا امروز باید بیشتر از روزهای دیگر منتظر بمانند . یکی از کارهای مهمی که کارگران واحد باید انجام دهند اطلاع رسانی به جامعه است . رانندگان باید در گروه های ۲ یا ۳ نفری به ایستگاه های اتوبوس بروند و دلیل اعتصاب خود را برای مردم منتظر توضیح دهند . این کار بسیار نتایج مهمی دارد .اول باعث جمع آوری نیروی بیشتر برای اعتصاب می شود و در بین مردم سمپاتی ایجاد می کند ، دوم جلوی سیاه نشان دادن این آکسیون را می گیرد. دولت ها همواره سعی می کنند نتایج منفی اعتصاب را متوجه مردم کنند و به این شکل اعتصاب کارگری (به خصوص بخش های خدماتی ) را برای کل جامعه مضر نشان دهند . بدین شکل معلوم می شود آگاه سازی مردم یکی از وظایف کمیته اعتصاب است . زنده باد اعتصاب کارگران شرکت واحد |
|
+ نوشته شده در
2005/12/25ساعت 12:51 توسط نوید |
|
|
نظام سرمایه با روکش خشن اسلام در ایران، بدون سرکوب قادر به ادامه حیات نیست . دستگیری و سرکوب، کار هر روزه جمهوری اسلامی بوده و هست . دستگیری فعالان کارگری، دانشجویی و سایر آزادی خواهان از مشخصات حکومت اسلامی ست . کارگران شرکت واحد مانند سایر کارگران ایران که همه روزه برای بهبود وضع زندگی خود با جمهوری اسلامی درتقابل اند ، برای پیشبرد اهداف خود تشکل کارگری خود را ایجاد کردند . کارگران شرکت واحد به خوبی می دانند تشکل کارگری تنها راه رسیدن به خواسته های بر حق شان است . ما با تمام قوا از ادامه کار سندیکای شرکت واحد حمایت می کنیم و خواهان آزادی بی قید و شرط دستگیر شدگان کارگری اعم از اعضای شرکت واحد و کارگران سقز و سایر رهبران جنبش اعتراضی جامعه هستیم . حمایت خود را از این اعتصاب در این وب لاگ ثبت کنید |
|
+ نوشته شده در
2005/12/24ساعت 13:47 توسط نوید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
آزادی و برابری
...گویای همه چیز *** توجه: مطالب مندرج در این وب لاگ نظرات رسمی هیچ نهاد , سازمان یا حزبی نیست |
| آرشیو موضوعی |
|
سیاسی اجتماعی |
| پیوندها |
|
سوسیالیسم نسل فردا زنانه ها کاغذ مچاله په یژه شیرکو 1818 |
|
RSS
|